تبلیغات
مطالب یک دیوانه
OnlineUser تماس با ما
کد تماس با ما

مطالب یک دیوانه
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
خواستم برم بیرون ،مامانم ‌‌پرسید‌کجا میری؟ گفتم میرم دفترچه کنکور بخرم. گفت میخوای کنکور بدی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام الکی ۴تا تیک بزنم که فقط وسط امتحان یه ساندیسو یه کیک بم بدن
 
بابام اومده میگه: میخوای بخوابی؟ -اره. خب الان مسواك زدی؟ - بله. با خمیر دندون زدی؟ - بله. خب خاك تو سرت! میگم چرا؟ - سه تا موقعیت پـَـ نـَـ پـَـ برات جور كردم هیچی نگفتی
 
دسمال من زیر درخت آلبالو گم شده پـَـ نـَـ پـَـ زیر درخت زردآلو گم شده. خبر داری؟ پـَـ نـَـ پـَـ منتظرم 20:30 خبرشو بم بده با خبر شم. بی خبری؟ پـَـ نـَـ پـَـ با خبرم می خوام سورپرایزت کنم خودمو زدم به کوچه علی چپ.
 
بال طوطیشو پانسمان کردم میگم این دارو رو بریز تو آبش. میگه آب خوراکیش ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تو آبی که باهاش طهارت میگیره ! چون دستش پانسمانه نمیتونه آفتابه رو خوب بگیره !
 
دیروز سر میز نهار نشستیم مامانم واسه بابام غذا میکشه بعد از من میپرسه واسه تو هم بکشم؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم اینجا نشستم خیالم راحت بشه شماها غذاتون رو کامل میخورید
 
عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک. اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟ پـَـ نـَـ پـَـ توی حراج بودم ۵۰% تخفیف بهم خورده این شکلی شدم






طبقه بندی: طنز پـــــ نــــ پــــ،
برچسب ها: جدیدترین پ ن پ،
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 11:14 ق.ظ ] [ farhad ]
 

طرف اومده تو شرکت که کلی روی در و دیوار آرم و پوستر بیمه س میگه ببخشید اینجا شرکت بیمه س ؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائیه الان خمیر تموم کردیم !

 

نیم ساعته تو خیابون دنباله دخترم .میگه میخای شماره بدی میگم پـَـ نـَـ پـَـ شبیه مایکل اسکوفیلدی دارم تعقیبت میکنم به سیلا برسم

 

بهش میگم اگه بتونی میری اونور یا اینجا می مونی؟
میگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلی رو میگم!

 

سر صبح داشتم نرمش میکردم بابام پرسید داری نرمش میکنی. پـَـ نـَـ پـَـ قر تو کمرم فراوونه نمیدونم کجا بریزم

 

تو مراسمِ تیرباران میگه می خوان بکشنش؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ واسه آبکش کردنِ برنج عروسی، آبکش کم اومده!!!رفقای با مرامِ داماد دارن آبکش می سازن

 

به بارومیگی افتابه داری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام می خوام،اخه سنتی دوست داره.

 

میگه سوسک؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ شاه زادس جادوگر بی رحم اینجوری طلسمش کرده.
خندید و گفت بکشمش؟
گفنم: پـَـ نـَـ پـَـ تا من و شاهزاده اسبارو زین می کنم پاشو آذوقه جمع کن بریم به جنگ جادوگر طلسم بشکنیم این شاهزادرو نجات بدیم





طبقه بندی: طنز پـــــ نــــ پــــ،
برچسب ها: جدیدترین پ ن پ،
[ دوشنبه 14 آذر 1390 ] [ 10:15 ق.ظ ] [ farhad ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


به دیوونه خونه من خوش اومدین این وبلاگ جهت خندوندن شما دیوونه های محترم شکل گرفته امیدوارم خوشتون بیاد هیچ جا مثه اینجا دیوونه بازی نیست حالشو ببرین وبه دنیا بخندین حتی بدتر از دیوونه ها

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

Pichak go Up

Pichak go Up
این صفحه را به اشتراک بگذارید